پریشان‌گویه

_ بمونم یا برم؟

+ رفتن که تردید نمی‌خواهد

_ انجام بدهم یا ندهم؟

+ انجام دادن که هراس نمی‌خواد

_پس چی می‌خواد؟

_ هرچیزی که ریشه‌اش تو خاکِ ترس نباشه

+ اصلن می‌خوای چی رو انجام بدی؟

_ کاروبار، بندیل‌وبنه/ همه چیز دست می‌خواد که کشیده بشه روش/ خاک داره همه چیز/ تو بچگی خاک نمی‌نشست رو همه چیز/ بخاطر ورجه ووجه هامون

+ چرا بزرگا ورجه ووجه نمی کنن؟

_ سنگین شدن

+ مثل سنگینی و رنگینی دخترِ عمو نصرت؟

_ مثل سنگینی قلبای عاشق

+ دختر عمو نصرت تو کاروبار و بندیل و بنه ات هست؟

_ هست که نه/ ریشه کرده/ تو وجودم/ تو کاروبار/ وسط غذا خوردن/ وسط هوا/ بین دود سیگارام/ تو رفتن و نرفتنم/ خاک بدون ترس برام باقی نگذاشته/ هر خاکی تن و بدنم می‌لرزه/ که مبادا بوی پاهای اونو بده

+ حالا می‌خوای بمونی یا بری؟

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط